ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

اتوبوس هوس 61

هما خیلی ناز داری . بدون تو این جا صفا نداره .. دوستت دارم . خیلی خوشگلی .. خودتو سبک کن راحت باش . نذار فشار هوس تو رو از درون بپاشونه جیغ بزن فریاد بکش . نشون بده که تو هم به استقلال رسیدی . می تونی .. می تونی .. ولی هنوز شرم  و خجالت رو در چهره هما می دیدم با این که رویا هم داشت با اشکان ور می رفت ولی انگاری هنوز اون خودشو قانع نکرده بود .. هما رو همین جوری بغلش زدم و اونو چپونده به کیرم رو هوا بردمش به مسیری که پشت درختا باشه شوهرش نتونه اونو ببینه . -با اجازه اشکان خان . زنتو دارم می برم . زود برش می گردونم . من امانت دار خوبی هستم . . اشکان سکوت کرده بود . دوست نداشت باور کنه که ان قدر راحت زنشو یکی دیگه داره می بره پشت درختا . حالا این جوری خیلی با صفا تر بود .  -هما جون به این صورت  راحت تری ..اینجا هم فضاش تاریک تره  هم کیرمو راحت تر می تونی توی کست  حسش کنی .-ایمان .. می خوام جیغ بزنم می ترسم .. اون بشنوه .. -گوش کن .. اون داره رویا رو می کنه . صدای ناله اش میاد .. -آخخخخخخ کسسسسسسم می خاره .. بخارون .. -بگو با چی بخارونم . -من کیر می خوام . هم با کیرت بخارون هم با انگشتات . -آهههههههه آهههههههههه ایمان .. ایمان جون من می خوام .. انگشتاتم بمالون روش .. دست بزن .. خوشت میاد ؟ بگو خوشت میاد . بگو دوستش داری و بگو .. جووووووون جووووووون .. دوست دارم منو بکن .. -باز کن بازش کن .. لاپاتو باز کن .. -همش مال تو .. ایمان کسسسسسم مال تو .. اصلا اگه بخوای توی اتوبوس با تو می شینم و خودمو در اختیارت میذارم . -چقدر شجاع شدی دختر . فعلا امشبه رو اگه بتونی حریف شوهرت شی و ازش خجالت نکشی خودش کلیه . دیگه می دونم فقط همون بار اولش سخته . ایمان منو بکن . من سرد نمیشم . هرچی با من ور میری بیشتر خوشم میاد . -تو با این کس تنگت معلوم نیست تا کجا  می خوای کیر منو بکشونی . -تا هر جا که این کس بخواد  و کیرت رو طلب کنه . -راستشو بگو  بعد از از دواج تا حالا دوست پسر داشتی -رو چه حساب این حرفو می زنی -آخه اشکان چه جوری می تونه بهت حال بده و ارضات کنه . -نه من و اون به هم وفاداریم . دیوونه وار همو دوست داریم .. هما دیگه حرفی نمی زد . صدای ناله هاش تند تر شده بود و خیلی هم آروم از من می خواست که اونو تند کرده تا آرومش کنم .. -دختر تو خسته ام کردی .. ولی دو تا سینه های نازشو با کف دستم می گردوندم . -خوبه خوبه ایمان داره میاد .. یه چیزیه .. یه حالیه که اصلا نداشتم تا حالا فقط تعریفشو شنیدم .. -پس ساکت باش و فکر نکن که برای خودت هم تجربه شه .. بهت میگم هر وقت اشکان خونه نیست منو دعوت کن که بیام میگی نه . ..مثل ماهی خودشو مینداخت هوا و دوباره کمرشو مینداخت زمین .. -عزیزم درسته که اومدیم این جا ولی اینو هم بدون که اشکان بازم صدای ما رو می شنوه -من نمی خوام اون بدونه که من  دارم لذت می برم . داره میاد .. یه چیزیه .. فکرکنم توی کسم  داره حرکت می کنه .. مثل یه فشفشه .. مثل به آبی که می خواد ازم بریزه .. -این  قدر غیب نگو هما خب می خواد بریزه دبگه . حس کردم که هما به ارگاسم رسید .اون داخل یه خورده رقیق نشون می داد .. باران بوسه هام بر بدن هما باریدن گرفته بود .. اونو دمروش کردم . مقاومتی نکرد . متوجه شد که قصد دارم کیرمو فرو کنم توی کونش .. -نمی دونم چی بگم هر چی ما زنا در این مورد میگیم شما مردا میگین بدوش . باشه بکن .. بکن هرچی دوست داری .. منو که ارضام کردی . مگه کس تنگمو ندیدی . حالا با این کونم می خوای چیکار کنی .. وووووووووویییییی وااااااااییییییی کونم کونننننننم .. پاره شدم . الان اشکان میاد این طرف آبروم میره .  اون که می دونه من دارم زنشو می کنم . -آره می دونه ولی نمی دونه که من دارم کون میدم . آخه من تا حال به اون کون ندادم .. وووووووییییییی من مردم . جلو دهنمو بگیر . دارم آتیش می گیرم . دیگه نمی تونم یه جا بشینم . اشکان همون قدر که کیرشو به سر مقعدم فشار داد تا یه مدت نمی تونستم یه جا بشینم حالا کردی توش .. خوبه همین جا خوبه . -ببین دو تا بند انگشت نشد .. -همین خوبه .. تازه با خیسی کسم چربش کردی کافی نبود . تکون نده .. .... ادامه دارد .... نویسنده ..... ایرانی