ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 70

خیلی دلم می خواست وقتی که حبیب  و شاهرخ همون اول که در اتاق خوابو باز می کنن و وارد میشن چششون بیفته به کون من . واسه همین دوست داشتم در همین شرایط استوار روی شیرین طاقباز شده قرار داشته باشم . هر کاری که انجام میدم کونم به طرف اونا باشه و اگه یه حالت قمبلی داشته باشه که خیلی  عالی میشه و این جوری خیلی بیشتر می تونم دل اونا رو ببرم .
 -آتنا ! شاهرخ و حبیب دو تایی شون خیلی کون پرستند .
-حبیبو از کجا خبر داری . -
با دو تا از دوست دختراش  دوست صمیمی بودم که اتفاقا اونا هم شوهر داشتن . می گفتن که شوهرشون این قدر حالشونو نگرفته و در مورد کون اذیتشون نکرده که این حبیب دست بر دارشون نبود .
 -اونا چیکار کردن ..
 -هیچی همونایی که زبونشون رو شوهراشون دراز بود به دوست پسرشون که می رسیدند چاره ای نداشتند  که خودشون دو تا قاچ کونشونو با دو تا دستشون به دو طرف باز کنن و بگن بفر مایید کون ما آماده خوش آمد گویی به مقام معظم کیر است .  عمامه دار بزرگ صفا آورده است ..
 -من که خوشم میاد باهام هر کاری که می خوان انجام بدن بدن  . مخالفتی ندارم . نزدیک بود از زبونم بپره که من سه تا کیر رو در کونم جا دادم و از این نظر این یک رکورد عالیه و سه کیر در یک سوراخ خیلی توپه و اصلا خیلی کم سابقه هست . شاید در بعضی فیلمها و تصاویر دیده شه ولی کسی در سکس معمولی حوصله و جرات چنین کاری رو نمی کنه . گفتم بهتره کلاس خودمو حفظ کنم و تا این حد خودمو جنده نشون ندم .دوباره افتادم روی کس شیرین . کون چرخونی من که جای خود داشت . دوست داشتم هر چی که می گذره وسط بدن خودمو بگیرم بالا تر وقتی اونا میان حسابی دور و قالب کونمو بتونن دید بزنن و با هاش حال کنن . چه مزه ای میده و خیلی هم به من و اون دو تا کیر خوش می گذره . با این حال از این که شیرین داره لذت می بره و حال می کنه و ازم راضیه خیلی خوشحال بودم . و اون فکر می کرد که فقط به خاطر حال کردن با اونه که خوشحالم در حالی که من تشنه و طالب این بودم که یک بار دیگه کونمو در معرض دو تا جوون قبراق و سالم و سر حال بذارم . وای چقدر هیجان زده بودم .انگشتمو فرو کرده بودم توی کس شیرین تا این کارم نیازی به این نداشته باشه که روش بخوابم . آخه در حالت نیم خیز و قمبلی کونم خوشگل تر و تپل تر به نظر می رسید . یه دستمو رو سینه شیرین قرار داده و باهاش ور می رفتم . -برام تعریف کن شیرین . از شاهرخ بگو .. اون تا چه حد می تونه کیرشو توی کون سفت و شق داشته باشه . آخه بیشتر مردا که کیرشونو می کنن توی کون در جا یا خیلی زود آبشون میاد از بس ایف و اوف می کنن و لبشونو گاز می گیرن گاهی آدم خجالت می کشه و میگه به درک زود تر آبتونو خالی کنین . چاره چیه .
-شاهرخ یه کیر توپی داره که اگه آبشو هم خالی کنه توی کونت بازم می تونه تا هر وقت که دوست داشته باشی تو رو بکنه . اون قدر که خودت خسته بشی و دردت بگیره . هر وقت که از کون حرف می زد من عصبی می شدم . ولی همیشه برد با اون بود . پسر خیلی خوب و دوست داشتنیه .
 -به نطرت دیر نکردن ؟
 -بذار دیر کنن . مگه دوست نداری با من بیشتر حال کنی ؟
 -اووووووههههههه فراوون . بیشتر از اونی که تو بخوای .
چه اندام خوش فرم و تمیزی داشت این شیرین . ولی هر دو تا ی این مردا توجه خاصی به من داشتند . شاید به خاطر جوونی من بود و شاید هم تازه وارد بودنم .
 -آتنا لب می خوام . منو ببوس . به من حال بده . بگو بگو منو می خوای ..
بازم طوری خودمو خم کرده و لبامو رو لباش گذاشتم که کونم رو به هوا باشه .
 -ببین وقتی مردا اومدن اصلا جز سلام هیچ کار دیگه ای نمی کنی . مثلا بخوای به احترام اونا دست از کارت بشی . بذار اونا فکر نکنن که ما منتظرشون بودیم . حقیقتش هم همینه .. چقدر با حالی تو .  همه تنمو داغ داغ کردی . مثل چند تا مرد خودت رو به آدم می چسبونی و من دیگه نمی دونم چی بهت بگم ..
-شیرین جون صدای در میاد ..
قلبم  به شدت می تپید . نمی دونم چرا در این مورد جدید این جوری شده بودم . شاید به خاطر ناگهانی بودن اون بوده . که ما توی ماشین نشسته بودیم و اصلا در مورد  سکس و این که به این صورت بر نامه ای باشه حرفی نزده بودیم و حالا در مقابل بد ن بر هنه ما قرار می گیرن اون حس رویا رویی روانی رو نداشتم ولی می دونستم همه چی با دست زدن اول حل میشه .. اومدن .. دو تا کاکل زری اومدن ...
جبیب : وااااااااووووووو خانوما رو ..
 شاهرخ : وووووووویییییی خانوما .. آتنا ما اومدیم .. دیگه ما رو هم باید توی این بازی شرکت بدین .. آتنا جون .. عجب بازیکنی .. عجب کون بازی ....بازیکن و کون باز دو تا کلمه دو جزیی بوده که بر عکشون کنی شبیه هم میشن .. به شدن خنده ام گرفته بود .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی