ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مامان بخش بر چهار 99

پسرا سه تا کیرشونو هم زمان فرو کردن توی دهن منصوره .. زن چشاش گرد شده بود .  فریاد توی گلوش خفه شده بود . نمی دونست باید چیکار کنه . توانشو از دست داده بود .
 نوروز : شما که خفه اش کردین . اون قبلا کیر منو هم به زور توی دهنش جا می داد -ولی تنوع که باشه همه جوره حال میده . خود من هم وقتی که اون قلی نامرد این جا بود و مثلا اسم شوهر بود روم خیلی لذت نمی بردم . رو یه عادت کیف می کردم و اونم ادامه دار نبود . اما حالا دارم لذت سکسو می چشم . می دونم عشق و حال کردن و جوونی یعنی چه .. پس زن تو هم داره با کیر پسرای من حال  می کنه ..
 صورت منصوره کبود شده بود که در این جا اسحاق با اجازه من دستور توقف عملیات انفجاری رو صادر کرد . پسرا کیر رو از دهن منصوره کشیدن بیرون .. .. من و اسحاق یه مشورتی با هم کردیم و گفتیم که دیگه حالا یه کار دیگه مونده که باید انجامش بدیم .  منیژه جون و نریمان خان رو از این کار معاف می کنم .  نیما و زنش محجوبه .. نوروز و زنش منصوره رو در تقابل با هم قرار میدم . اما می مونه محبوبه و ناصر .. من به محبوبه جون ارادت خاصی پیدا کردم . اون مظلوم واقع شده از ما حمایت کرده ولی از طرفی ناصر خان باید تنبیه شه . ریاضت بکشه . در نتیجه به محبوبه جون میگم که استراحت کنه من روبروی شوهرش قرار می گیرم ..
 محجوبه : ارغوان خانوم . چرا همش شما د اری دستور میدی ؟  اون مسابقه ای که شما درش شرکت کردی و برنده شدی و دستور می دادی تموم شد .
 -ساکت بچه . این فضولی ها به تو نیومده .  یک بندی داشتیم که می تونستیم وکالتا وظایف رو واگذار کنیم و این هم به صورت مکتوب و هم به صورت شفاهی  انجام پذیر بوده .. حالا ما این جا قرار داد و نوشته نداریم اما شاهد داریم که اسحاق خودش به  من گفته که می تونم هر دستوری رو بدم .البته به شرطی که انجام پذیر باشه . حالا بر نامه اینه . هر زنی کیر مرد روبروشو می گیره توی دستش و در یه حالت جق زنی  اونو با حرکات رو به جلوی خودش حشری می کنه .. می دونین که یه مرد اوج لذتش مربوط به زمانیه که  منی اون در حال خارج شدن باشه . از همون لحظه اول تا زمانی که تمام آبش بریزه . در این فاصله مخصوصا اگه در استارت کار وقفه ای پیش بیاد و اون لذت نتونه ادامه پیدا کنه آقایون به یک عصبیت خاصی دچار میشن . من روی هر کیری روغن زیتون می مالونم که کف دست ما زنا اثر بیشتر و داغ تری رو روی کیر مردا بذاره . به محض این که چند قطره ار منی این آقایون ریخت در جا اون زن دستشو ول می کنه .. در این جا روند حرکتی منی متوقف میشه و اون داخل گیر می کنه . اون نیرو و شتابی که باید داشته باشه تا بریزه بیرون یهو به یک حرکت ایستایی تبدیل میشه .. این جاست که به مرد فشار میاد .. میشه برج زهر مار . خیلی با حاله . چه کیفی می کنیم ما خانوما . مطمئن باشین لذت بخشه .  بذار مردا بسوزن . تا دیگه هستن این قدر دنبال تفریح نرن ..  منصوره لجش گرفته بود .
 -تو کونت می سوزه شوهرت ولت کرده رفته امریکا . ما که از شوهرمون راضی هستیم وشوهرم  خیلی نجیب وآقا و چشم پاک و سر به زیره .
-آره مثل شما که در نبود من سر شوهرت رو کلاه گذاشتی و مثل یه جنده اومدی زیر کیر پسرام .. اینو که گفتم خورد و دم نکشید .
- اسحاق و احسان شما رو اون دو تا زوج نظارت داشته باشین . اگه زنی تخلف کرد و دستشو تا انزال کامل مرد از رو کیرطرفش بر نداشت به شدید ترین وجهی تنبیه میشه .
محجوبه : داری ریاضی درس میدی ؟ تو که ما رو کشتی زود تر خلاصمون کن .. روغن مالی روی کیر سبب شده بود که کیر ها خیلی زود داغ شن و حرکت منی هم سریع باشه ..
 -پسرا همون یه دونه یه دونه کافیه .. من خودم نظارت می کنم . اول محجوبه کیر شوهرشو گرفت توی دستش . نیما حالی به حالی شده بود .. دو سه جهش از آب کیرش خالی شده بود ولی محجوبه همچنان داشت واسش جق می زد . درجا دو تا دستامو گذاشتم رو سینه اش و اونو به عقب هل دادم . اسحاق بگیرش و بکنش . به شدید ترین وجه بکن توی کس و کونش ..  محجوبه خلاف کرده بود .. نیما هم عصبی شده بود چون نقشه زنش نگرفته بود . فقط به جای دو جهش آب کیر تا چهار تا رو رفته بود جلو ولی این هنوز هیچی نبود . نیما هم عصبی رفت به یه گوشه ای کز کرده بود و داشت نگاه می کرد که اسحاق چه جوری داره کیرشو از توی کس زنش می کشه بیرون تا فرو کنه توی کون اون و بر عکس . دیگه منصوره حساب کار خودشو کرده بود ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

عالیه دادشم دمت گرم

ایرانی گفت...

سپاسگزارم دلفین عزیز و دوست داشتنی . روز خوش ....ایرانی