ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

بابا بخش بر چهار 74

ولی الهام ول کنم نبود . -زوده بابایی .. بابا جونم زوده . من بازم می خوام سیر نشدم . کیرمی خوام .. بابا .. خوشم اومد .. المیرا : بسه این قدر شلوغش نکن .. -خودت بس کن . تو چند وقت شوهر داشتی و کلی حال کردی . حالا من می خوام چند دقیقه ای بیشتر حال کنم . آسمون که به زمین نیومده .. بابا کونو داری ؟ حال می کنی .. یه تکونی به کونش داد تا کیرم در آد و خودشو جلوتر کشوند . حالا می خواست سوراخ کونشو بذاره سر کیر من تا  اونو بکنم ولی این جوری کمی سخت تر نشون می داد و شاید اون لذتی رو که دوست داشت نمی برد . کیرمنم  کمی شل شده بود و در اون حالتی که الهام می خواست روش بشینه همش سوراخ کونو رد می کرد . از جام پا شدم و رفتم پشت الهام قمبل شده قرار گرفتم . تا بخوام کیرمو  از پشت بمالونم به شکاف وسط کون الهام .. الهه که نفر آخر توی صف بود فوری اومد جلو و کیرمو گذاشت دهنش .. الهام : الهه چرا وقفه میندازی .. المیرا : الهام خوب نیست که آدم با خواهر بزرگش این طور حرف بزنه . اون نفر آخر هم هست و تو هم حالا ارضا شدی و دست بر دار هم نیستی . تازه یه ساکی به کیر بابا می زنه و داره اونو برای کونت شقش می کنه . این به جای دست شما درد نکنه هست ؟ الهام ساکت شد .. الهه هم تا اونجایی که می تونست بهم حال داد و ته مونده های آب کیر منو که سر بالایی توی کس الهام خالی کرده بودم نوش  کرد .. -عزیزم الهه جون حالا اگه رضایت میدی بابات کیرشو از دهنت بکشه بیرون .. واسم ناز می کرد و سرشو به طرف بالا تکون می داد . الهام خیلی خشمگین شده بود . المیرا : آبجی الهام این قدر سختگیری نکن . حالا این کیر مگه چی داره ..  اگه الان بابا بذاره توی کونت ببینیم تحملشو داره .. الهام : خانومی اگه کیر بابا چیزی نداره پس چرا واسش این قدر دارین با هم بحث می کنین . بذارین یه حال درست و حسابی بکنیم . مثلا الهه نفرآخره ولی فکر نمی کنم همچینام مظلوم واقع شده باشه . واسه این که وقتی اون رو کیر بابا بشینه فقط خودشه و خودش . دیگه ما هم ارضا شدیم و بهونه ای هم نداریم که پارازیت شیم .. خلاصه بالاخره کیرمون از دهن دختر اولی مون آزاد شد و اونو محکم به سوراخ کون دختر سومی فشارش دادیم .. -بابا محکم .. بذار بره اون داخل . من مث بقیه سوسول نیستم . -ببینم شما دخترا چطوره  که همدیگه رو می بینین در کون دادن شجاع میشین . -پدر! الهام تو که همیشه شجاع بوده . غیر این که نیست . -امان از دست  تو . من نمی دونم دیگه با تو چیکار کنم . -کاری که نمی تونی بکنی .. فقط کیرت رو فشار بده بره . دیگه کاریت نباشه . -آخه این جوری خشکه دردت می گیره -بابا دخترت به خاطر کیر بابا و لذت بردنش تحمل می کنه . مثل بعضی دخترا سوسول نیستم . کیرمو که رو به جلو و به طرف مقعد الهام حرکت دادم دیدم یه حالت چرب و روغنی داره . ای دختر کلک .. معلوم نبود کی کارشو کرده و وقتی بقیه گرم صحبت بودند  طوری سوراخ کونشو چرب کرده که نه تنها کسی ندیده بلکه  مشخص هم نبود . یه چند سانت اول خیلی نرم رفت توی کونش .. تنمو رو کمر الهام خوابونده و خیلی آروم بهش گفتم ای ناقلای کلک باز . لباشو به علامت بوس غنچه کرد و گفت بابا صداشو در نیار . من با این دخترای کلکم چیکار می کردم .  با این حال دلم می خواست علی الحساب سه تای اولی رو شوهرشون می دادم تا یه سر و سامونی بگیرن . شاید هومن و امیر و منان آدم شده باشن . اگه موی سرشونو هم اصلاح کنن اون اخلاق بچگی و بی غیرت بازیهاشونو می خوان چه جوری اصلاح کنن .. فعلا ولش . کون الهامو عشق است .. یه فشار دیگه کیرمو تا نصفه ها برد توی کون الهام .. حالا نرم تلمبه می زدم و دیگه نذاشتم کیرم بیشتر از نصف بره توکونش .. -بابا اگه دوست داری می تونی این طرفو هم آبش بدی . -عزیزم صرفه جویی در مصرف آب سبب میشه که به همه آب برسه دچار کمبود آب نشیم . -بابا این دیگه چیه . چی می شد آقایون هر قدر دلشون می خواست می تونستن آبشونو بیارن . -عزیزم سیستم بدنی اونا این طوره . حالا تو رضایت بده .. این قدر لج نکن .. یه نگاهی به هیکل دو تا دخترم که در دو طرفم بودن انداختم و دیگه متوجه شدم که نباید زیاد لفتش بدم . اونا می خواستن با یه نفر حال  کنن ولی من باید چهار تا رو می کردم یکی از یکی بهتر و خواستنی تر و داغ تر .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی