ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خارتو , گل دیگران 92

حالا نوبت ماندانا بود که بره زیبر کیر میثم .. میثم کمی خسته نشون می داد . ولی هیجان و التهاب و انتظار مانی اونو تا حدود زیادی  ذوق زده اش کرده بود ..
میثم : من برام یه آبی به کیرم بزنم و بیام ..
ماندانا : چی ؟ چرا ؟! برای چی ؟!  
میثم : خب اونو فروش کردم توی کس و کون خواهر شوهرت .
 ماندانا : حالا واسه ما از بهداشت حرف می زنی .. بیارش که من خودم تمیزش می کنم . حالا آب کیرشو هم می خورم واسه من داره از بهداشت  حرف می زنه .  ما زنا از آفتاب پاک تریم .
میثم : و داغ تر ..
 ماندانا : آره اونوشو که دیدی . به اندازه  کافی تو رو سوزوندیم . البته من که نه می خوام تازه کارمو شروع کنم . کیر میثمو فرو کرد  توی دهنش و ساک زدنو شروع کرد . با چه اشتهایی هم اونو ساک می زد . ته مونده های آب کیرشو هم خورد ..
 ماندانا : به نظرت تمیز شد ؟
 میثم که تا حدود زیادی بی حس  شده بود گفت ..
 -تمیز که خیلی شد  و به قول شما از اولش هم تمیز بود ولی حالا یه جوری شدم . فکر می کنم  تازه اومدم این جا و می خوام  حال کنم .  
ماندانا : کو هنوز کجاشو دیدی . ماندانا کاری می کنه  که خودت بیای طلاقشو از شوهرش بگیری و عقدش کنی .. میثم : خودت هم می دونی که این جوری دور زدن شوهرت بیشتر حال میده ..
-ماندانا : آخ گفتی ..گفتی .. شما پسرای جوون هم خوب حال می کنین که زنای شوهر دار و متاهلی مثل ما رو می کنین .. - حالا قبل از این که برم زیر کیرت می تونم بپرسم چرا شما پسرای مجرد این قدر حال می کنین با ما خانومای شوهر دار ؟ تا یه حدی جوابش معلومه .. می تونی بگی چون  راه کسمون بازه .. خطر این که بیفتیم گردنتون و بگیم که ما رو عقد کن وجود نداره و از این حرفا . ولی عوامل دیگه ای هم باید باشه . می خوام از زبون خودت بشنوم ..
 میثم : تو که خودت خیلی خوب با خصوصیات و حس و حال ما مردا آشنایی . پس واسه چی می پرسی .
 ماندانا : این جوری حالش بیشتره ..
میثم : تا حدودی درست گفتی .. ولی اینم این روزا تا حدودی توسط دخترای مجرد حل شده .. خیلی ها شون دیگه راه کسشونو باز کردن . اما یه چیز با حال تر اینه که جوونای ما یا می تونن ازدواج کنن یا امکاناتشو ندارن . اونایی که امکاناتشو ندارن یه حسرتی می خورن و حسادتی به شوهر اون زنه می کنن و  اونایی هم که امکانات مالی شو دارن از جنبه روانی به قضیه نگاه می کنن انگار که این نوع خیانت زن و دور زدن شوهره به اونا هم حال میده ...
 ماندانا : ولی بعضی وقتا هم می بینیم که این روابط  تبدیل به عشق میشه ..
 میثم : عشق همراه با رسوایی و طلاق زن و در به دری اون و انگشت نما شدنش ؟! عشق کجا بود ؟!
ماندانا : شما آقایون اصلا ما خانوما رو درک نمی کنین ...
 ویدا که تازه خوابش پریده بود گفت -ببینم شما کار دیگه ای ندارین ؟ واسه ما کارشناس شدین ؟ میثم جون به جای این کارا زن داداش ما رو دریاب ..
میثم : ویدا جون اون خودش ازم سوال کرده ..
ماندانا : حالا یه سوال دیگه .. تو اصلا پرسیدی که زنت حالا چیکار می کنه . ؟ چه حسی داره ؟
 میثم : آره داره زیر کیر کلفت دو تا گردن کلفت حال می کنه ..
 ماندانا : حیفت نمیاد در مورد زن نازک تر از برگ گلت با اون احساس لطیفش این طور حرف می زنی ؟
 ولی بغض خنده اش ترکید ... آخه در حال فرو کردن کیرش توی کس زن میثم بود و اون وقت ماندانا به میثم می گفت اصلا فکر می کنی زنت در این لحظات چه حس و حالی داره ؟
متین هم پشت بند ولی شروع کرد به خندیدن ..
 ماندانا : کجای حرف من خنده  دار بود ؟ زن هر جا که بره بازم بر می گرده به آغوش شوهرش . یه احترام خاصی واسه اون قائله ..
 این جا رو میثم گفت زرشک آی زرشک . من شنیدم که زن , اون  اولین کیر حرامی رو که بخوره روش همچین باز میشه و مزه اش زیر کس و  دندون و زبونش باقی می مونه که تا آخر عمرش همین جوری یا به غریبه ها کس میده یا در همین افکاره ..
ماندانا : اصلا  این طور نیست ..
 میثم : ثابت کنم ؟
 ماندانا : می خوام ثابت کنی . اصلا واسه احساسات زن ارزش قائل نیستی .
میثم دستشو گذاشت  دور کمر ماندانا. با کف دست چند ضربه ای به کون و کپلش زد و اون دو تا برش گنده کونشو از وسط بازش کردو در حالی که ماندانا در یک حالت قمبلی وسوسه انگیزی قرار داشت یه ضرب کیرشو فرستاد تا به انتهای کس خیس و چربش ...
ماندانا : آخخخخخخخ این چی بود .. آتیش داد .. سوزوند ..
میثم : این همون چیزی بود که می خواستم نشونت بدم زن که کیر حرامی بخوره تا آخر عمرشم بنده همین کیر های خلافه .. آخ که چقدر خلاف کاری و حرام خواری کیف میده .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی