ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 97

چقدر سبک شده بودم . یکی از معدود دفعاتی بود که وقتی انزال شدم کیرم به اون اندازه ای شل نشد که بخوام درش بیارم یا خودش در بیاد .  تازه با یه لذت ادامه دار و جمع شده کیرمو همچنان به کونش چسبونده بودم .. بهمن خودشو کنار کشید .. و تا بخوام بفهمم که اون می خواد چیکار کنه  کیرمو گذاشت توی دهنش .. کیری که بوی منی من و کون خودشو می داد . به هیجان اومده بود .. حتی انگشنشو می کرد توی کونش و آبمو می کشید بیرون و می خورد . منم واسه این که حرومش نکنه و لذت ببره کمکش می کردم و اون مقدار آبی رو که ازم خارج شده بود و برگشت کرده دور و بر کونش نشسته بود جمع کرده فرو می کردم توب دهنش ..
-شیدا شیدا .. من بازم می خوام . کونم تازه عادت کرده ... باید یه چیزی توش وول بخوره .. اووووووهههههه خواهش می کنم . یه کاریش بکن .. بکن ... ووووووووویییییی نهههههههه کونم ..کونم .. خیلی می خاره .. نه من نمی خوام کونی بشم ..  یه مرد هیچوقت کون نمیده .. چقدر فرق می کنه کسی که نمی خواد گی باشه ولی لذت کون دادن براش وجود داشته باشه .. اوووووووخخخخخخ شیدا بذار بذار انگشتتو بکن توی کونم ..
-منو ببخش بهمن جون . یه وقتی هوس نکنی که بهمن یا بیژن بکنن توی کونت ..
 با اون دو پینگی که کرده بودم می دونستم که اون دو تا مرد رو هم می تونم بکنم . ولی فکر نکنم که بنفشه به بیژن این اجازه رو بده که بیاد به سمت من . مگر این که همه چی در هم و بر هم شه . اصلا خبر نداشتم که اونا دارن چیکار می کنن . برای منم زیاد مهم نبود .من فقط داشتم به حال کردن خودم فکر می کردم .  کار به جایی رسیده بود که بهمن به یه انگشت منم قانع نبود و می گفت که  تعداد انگشتای بیشتری رو فرو کنم توی کونش ... عجب آدمی بود ! راستی راستی عین ندید بدیدای تا حالا کون نداده عمل می کرد ... خب کونو که قبلا نداده بود .. معلوم نیست این مردا چه حساسیتی نسبت به هم دارن . پس نشون میده که خیلی از مردا از این که یک جسم خارجی حتی یک کیر هم توی کونشون بره لذت می برن و همون جوری که کون دادن و لذت بردن از اون یه حس  و انگیزه ای جسمی روحی داره , فرار از اون هم می تونه یه حس شخصیتی داشته باشه و از اون جایی که بهمن این کیر رو از طرف کسی دریافت می کرد که اندامی زنانه داشت تونسته بود خودشو با لذت و کیف کردن از کون دادن هماهنگ کنه و  بازم ازم بخواد که سوراخ کونشو انگولک کنم ..
-فدات شم بهمن جون .. یه خورده دیر شده .. می تونم ازت خواهش کنم که  حالا تو کون منو بکنی ..
 -شیدا .. عزیزم .. هنوز مزه کیر تو توی سوراخ کون و تا انتهای مقعدم مونده حتی فکر کنم اثرش به روده و داخل شکمم رسیده باشه
-حالا دیگه این قدر اغراق نکن و بیا کونمو بکن ..
 -خیلی کیف داره شیدا .. نه ؟
 -خب دیگه من که کس ندارم بدونم اون لذتش چیه ..ولی شنیدم  موجش شبیه لذت بردن کیره اما طول موجش فرق می کنه .
بهمن از بس کون کون کرد که دیگه منم بد جوری به این هوس افتادم که اون زود تر کون منو بکنه و سر حالم کنه  -مثل این که کون دادن باعث شده که کون کردنو از یاد ببری و دیگه بهت حال نمیده ..
خندید و گفت مرد آن است که در کشاکش دهر سنگ زیرین آسیا باشد
-حالا نمیشه منم برای دقایقی مرد باشم ؟
 کمرمو گرفت و در حالی که کیرش شق شده بود گفت فدای تو و مرام مردانگیت ..
 -نشون بده مردانگی خودت رو ..
 آخ که چه لحظات پر کاری رو باید پشت سر می ذاشتم ..  کونمو کرم مالی کرد و کیرشو با فشاری ملایم به سمت داخل کونم فرستاد .. چشامو بستم و به لذت کون دادن فکر کردم و به حرکت رو به جلوی کیر که در حال شکافتن عضلات مقعدم بود .. آروم آروم کیرشو  توی کونم حرکت می داد و در لحظاتی سرعتو بیشتر می کرد .. نگاه می کرد به صورتم و حالات چهره مو زیر نظر داشت و هر وقت که حس می کرد دردم گرفته سرعتشو کم می کرد .. -چیکار می کنی بهمن جون که خیلی دارم از کون دادن لذت می برم . کمتر پیش اومده که این جوری حال کرده باشم .
 با ضرباتی که اون به کونم می زد کیرمم از جلو شق شده و هوس یه کون دیگه رو داشت .. نمی دونستم که آیا به خاطر قرصیه که خوردم یا آرامشیه که دارم . 
بهمن : خبلی حال میده آدم کون اونی رو که بهش کون داده بکنه ...
 -و خیلی هم حال میده آدم به اونی کون بده که کونشو کرده .
 دو تایی مون خیلی خندیدیم .. .. ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی