ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسران طلایی 126

سینا دودستی چسبیده بود به کون  تمنا و اونو رهاش نمی کرد ..
 -اوووووووهههههه جووووووون عزیزم .. کامی خوشگل من . شوهر نازم .. اگه بدونی توی کس من چه آتیشیه .. کامی : از کیر منم داره آتیش می باره .. داره آتیش می باره ..
 -بگو شوهر جونی من که دوست داشتی کیر تو هم می رفت توی کس من . می رفت و منو آتیشم می زد . می رفت و داغم می کرد ..
-هرچی تو بگی .. هر چی تو بخوای عزیز دلم .. دارم می سوزم . دارم می سوزم .
کامی : همسر گلم . چیزی نداری  به سینا بگی ؟
تمنا : سینا جون ..  می بینی کامی چقدر هواتو داره . چقدر دوستت داره ؟ چقدر خاطرت رو می خواد . به من میگه که برات حرفای سکسی بزنم ..
 تمنا   دستاشو گذاشت رو کونش  رو دستای سینا .. سینا با نوازش دستای اون کونشو بازم به دو طرف با زترش کرد .
-درد که نداری -نههههههه .. بگو چی می خوای ..
-هیچی  نمی خوام سینا .. هیچی نمی خوام ..
 کامی : تو جدی جدی هیچی نمی خوای عزیزم .. زن گل من ؟  
تمنا : واسه چی بخوام که سینا جون همه چی به من داده . کیرشو انداخته توی کس من .  همش داره هوس خالی می کنه ..واااااااااووووووکسسسسسم کسسسسسسسم می خارررررررره .. بزن .. بکش فشارش بده ... از دو طرفش داره آتیش می باره . ..می شنوی کامی ؟ سینا همه چی به من داده .. صدای تلمبه زدن رو می شنوی ..
کامی : خیلی کیف داره .. گفتی بیای که نگات کنم . دلم می خواست بازم ببینم که هوست رو چه جوری بیرون می کشه ..
تمنا : سینا جون تو رو هم به من داده .نشون داده که تو چقدر منو دوست داری و منم چقدر تو رو می خوام . که هر دو واسه همدیگه هستیم . مال همیم .. عشق همیم .. کامی بیا جلو تر .. می خوام حس بگیرم ..
زن کیر شوهرشو گرفت توی دستش . به یاد کیر سینا که از پشت داشت آتیشش می داد و داشت اونومی سوزوند . . -اوووووووففففففف اوووووووفففففف چقدر داغه کیر تو.. چقدر داغه .. دوستش دارم . دوستش دارم .. تمنا سکوت کرده بود . به این فکر می کرد که  یه چیزی در همین مایه های لوله گوشتی داغ .. کلفت تر و دراز ترش همین حالا داره کس اونو می شکافه و میره داخل و بر می گرده
 تمنا : کامی به چی فکر می کنی .
 کامی : دارم فکر می کنم که سینا داره چه حالی با تو می کنه . با زن مهربون و ناز من ..
 مرد لباشو گذاشت رو صورت زنش و سر تمنا رو رو سینه اش قرار داد . همچنان نوازشش می کرد . تمنا  در حالی که سینا به همون صورت  از پشت داشت کسشو می کرد با لذت از این حرکت شوهرش استقبال کرده بود . فقط حرکات ضربتی سینا گاه اونو به سمت جلو کشونده و سرشو به سینه کامی فشار می داد . مرد دو دستی به سر زنش چسبیده اونو با عشق بغلش کرده بود . و زن در حالی که با لذت زیاد چشاشو بسته بود دستشو همچنان به سمت پایین و کیر همسرش دراز کرده بود . با اوج گیری لذت اون فشار بیشتری به کیر همسرش می آورد ..
 سینا : تمنا جون اگه چیز خاصی خواستی بگو ..
منظور پسر این بود که کیرش دیگه بی تاب شده . تمنا در حالی که لباشو باز گرده و موهای سینه شوهرشو توی دهنش می گردوند و نوک سینه شو میک می زد گفت سینا جون ..فقط دارم از حال میرم .. دارم ارضا میشم .. خیلی خوشم میاد .. اگه آقام اجازه بده هر وقت که ارضا شدم می تونی هوس مایع رو خالی کنی توی کسم .. حال منو کامل کامل بسازی ..
 کامی دست گذاشت زیر چونه زنش و سرشو آورد بالا یه نگاه محبت آمیزی بهش انداخت و گفت عزیز دلم -تو صاحب اختیاری هر وقت که اراده کردی و چیزی خواستی از طرف من وکیلی . خودت به سینا بگو که دیگه آخر خطه و می تونه بریزه توی کست ..
 تمنا : عزیز دلم .. کامی جونم !اگه من بازم بخوام سیناجون ادامه بده ...؟
کامی : هرچی تو بگی ..
سابقه نداشت سینا به این سبک به هیجان بیاد .سینا با خودش می گفت  یعنی واقعا این زن و شوهر کس خل شدن یا نمونه جدیدی از عشق و تفاهم و پیوند به سبک قرن بیست و یکم رو دارن نشون میدن . چیزی که ممکنه تا چند سال دیگه کاملا جا بیفته . سینا داشت حرص می خورد .. چرا این زن داره لفتش میده .. من این همه آب و سنگینی کیر و کمرمو چیکارش کنم ... تصمیم گرفت از کلمات فانتزی استفاده کنه .. از کلماتی که بتونه  تمنا رو داغ و داغ ترش کنه ..
 سینا : دلم می خواد زود تر سبکت کنم تا خودم سبک شم .. هیچ بدنی مث تن تو ندیدم .. هیچ کوسی به با حالی کس تو من ندیدم .. مثل تو که جاذبه سکسیش قوی باشه خیلی کمن ...
تمنا : راست میگی ؟ بازم واسم بگو .. بازم بگو ...
زن حس کرد که کسش به مرحله انفجار رسیده و گلوله ای از هوس در قسمت بالای کس و مغز کسش ترکیده و داره به تمام تنش و قسمت های بیرونی کس لذت پخش می کنه . خیلی آروم زیر لب می گفت آب بده آب بده .. با لباش صورت شوهرشو میک می زد ..
 کامی : سینا جون سینا ..آقا سینا حالا می تونی آبتو بریزی توی کس تمنا خوشگله من .. توی کس زنم بهترین زن و همسر دنیا .. .. ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی