ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لبخند سیاه 205

-زری اگه دوست نداری و حال نمی کنی پس بگو من بیام و حال کنم خیلی می چسبه . آدم که می دونه دو تا کیر  در آن واحد داره به آدم حال میده حس می کنه خیلی مفید واقع شده . دیگه تمام غمها از یاد آدم میره . دیگه به این فکر نمی کنه که چه عذابی از دست این زندگی می کشه . یک زنی مثل من که به نا حق به این سرنوشت دچار شده و روزی هزار بار می میره و زنده میشه چاره ای نداره جز این که کیر بیاد و راه کس و کونشو باز کنه و یه فراموشی رو در تمام ذرات  وجودش به وجود بیاره ...
زری رو  رو هوا داشته و به شدت می کردنش و من همچنان به کس شر گویی خودم ادامه می دادم . حرفهای بی سر و تهی که می دونستم صنار سه شاهی هم نمی ارزه . فقط خوب می تونستم  فیلم بازی کنم . جاوید و فرزان فکر می کردن که شوهرم در حق من ظلم کرده . دیگه نمی دونستن که من روی هر چی جنده رو سفید کرده و حالا هم دارم با پولی که فرزاد شوهر سابقم به من داده حال می کنم . اونو گذاشتم سپرده سودشو می گیرم و زیر کیر این و اون دارم حال می کنم . دیگه زندگی می خوام چیکار .. آخ که بازم به یاد هندوستان افتاده بودم . حس می کردم همون ماهی یکی دوبار هم دیدن پسرم برام کافی بود . چون اگه فرشاد پسرم رو الان پیش خودم داشتم چیکار باید می کردم . چه طور می تونستم الان این جور خوش بگذرونم . اون وقت زری کس خل پس از این که این همه خیانت از شوهرش دیده حالا میاد و میگه که من می خوام تلافی کنم و زیر کیر اون دو نفر میگه من خسته شدم و نمی کشم ..
 فرزان : زری جون ساکت شو .. بذار یک سوم این کیر بره توی کونت گره از مشکلاتت باز میشه . شاید زندگی باهات مهربون تر شد ..
از اون طرف هم جاوید کیرشو می کوبوند به کس زری.. چه منظره شیکی درست کرده بودن .
-بچه ها اگه کیرتون شل شه نتونین به من حال بدین دیگه به شما نمیدم .
 دو تایی با چه زوری زری رو می کردند .. رفتم روبروی زری ..
 -دختر عمو دیدی نازکردن فایده ای نداره و چه با حال داری حال می کنی ؟ ای کاش من هم یک زری بودم . .. دستمو گذاشتم روی کسم وخودمو می مالوندم . حشری شده بودم .. کسمو می مالیدم به پشت پا ی فرزان . ولی می دونستم که مزاحم اون دارم میشم . زری هم یواش یواش داشت از جفت کیری که توی بدنش بود خوشش میومد .. 
-دختر عمو بگو داری حال می کنی . بگو این دو تا کیر داره بهت مزه میده .. ببین چقدر هنر مند و با حال و شجاعی که قبل از من دو تایی کیر خوردن رو افتتاح کردی . باز به من نگو که سر و گوشم  می جنبه . خودت هم داری حال می کنی ..
 -وااااااااییییی .. فرزانه فرزانه .. پاره پاره شدم .. چرا تموم نمیشه ..
 -راست میگی ؟ واسه این پسرا فرق نمی کنه که کیرشون به کدوم کس راه پیدا کنه .
در حالی که زری از هوس زیاد چشاشو بسته بود و هنوزم نمی خواست بگه که داره حال می کنه ولی کسش خیس خیس بود یه چشمکی به پسرا زده گفتم بچه ها اگه این زری حال نمی کنه من جور اونو  می کشم . بالاخره یه دختر عمویی گفتن . دختر عمو مث خواهر آدمه .. تا اینو گفتم زری گفت
-چی داری میگی .. زشته .. خوب نیست . توهینه به آقایون محترم ..
 -به خودت چی ؟
 سرمو خمو کرده و از زیر و روبروی کون زری به صحنه نگاه می کردم .. هیچی رفتم یه موز آورده و اونو فرو کردم توی کسم و در حال خود ارضایی تماشای صحنه جفت کیر خوری زری رو ادامه دادم . پسرا خسته شده کمرشون درد گرفته بود زری هم که همش حال می کرد و اصلا دلشو نداشت که بگه منو بذارین پایین و رو زمین بکنین . راستش منم که داشتم یه فیلم سکسی ناب و دست و اول رو می دیدم . از اون جایی که قسمتی از کیر فرزان می رفت توی کون زری ولی تمام کیر جاوید می رفت اون داخل و بر می گشت کیر جاوید خیلی کلفت و دراز به نظر می رسید وقتی هم که نیمه دوم کیر جاوید وارد کس دخترعمو جونم می شد  زری از ناحیه کون احساس درد می کرد چون یه فشاری هم به کونش میومد ولی راهی برای ادامه حرکت کیر نبود .. موهای افشون زری این طرف و اون طرف می شد . سینه هاش می لرزید . چه صحنه ای شده بود . چه حالی می داد . آخ که من واسه تماشای این صحنه ها می مردم .. موزو از توی کسم بیرون کشیده و اونو به دهن زری نزدیک کردم .. اونم دهنشو باز کرد و شروع کرد به لیس زدن به اون ..
-زری جون کیر این پسرا از این موز با حال تره . اگه یه گاز یه این موز بزنی تموم میشه ولی لیس زدن به این کیرا تمومی نداره ..
 -آخخخخخخخخ فرزانه .. فرزانه جون .. بیا نزدیک تر ..
زری از کناره ها خودشو چسبوند بهم .. موزو به یک طرفی پرت کردم ونوک یکی از سینه های زری رو گذاشتم توی دهنم . اون به من چنگ انداخته بود و مرتب فریاد می کشید .. هم از درد کون و هم به خاطر نزدیک شدن به لحظه ار گاسم .. منم خیلی حال می کردم . دوست داشتم زود تر ار گاسم شه تا این پسرا واسه منم نیرویی داشته باشن .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی