ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

ماه عسل در نیویورک 6

آتوسا هم مثل شب قبل با یه تی شرت خوابید که یه کمی بلند بود و روی شورتشو پوشش می داد . اما شبنم در همون نگاه اول قسمتای پایین کونش مشخص بود . هر چند اندام آتوسا تپل تر بود . چهار تایی مون دراز کشیدیم . در یک شب معتدل و مرطوب تابستانی که پنجره رو باز کردن هوا خیلی خنک تر به نظر می رسید.
 شبنم : هر کی دوست داره می تونه یه چیزی تنش بکشه ..
 شبنم یه پهلو کرده بود تا با خواهرش حرف بزنه . من سمت راست تخت قرار داشتم و باجناقم سمت چپ . چشام داشت از جاش در میومد .. دو دل بودم که دستمو بذارم رو پای شبنم یا نه .. دو تا خواهر داشتن حرفای الکی می زدن .. شبنم چین پایین لباس فانتزیشو داد بالا .. اووووووههههههه شورت نداشت . قاچای کون سفیدش زده بود بیرون .. من فقط یه شورت پام بود ..  هیجان زده شده بودم . به نظرم اومد که زنم هم یه پهلو شده . اگه منم می خواستم یه حالتی مث حالت اونو بگیرم اون متوجه می شد . فقط در یه حالت دمرقرار داشتم .. خواهر زنم دستشو دراز کرد و به دست من رسوند و در حال صحبت با من اون دستمورسوند به کونش . در همین لحظات با زنم شروع کرد به صحبت کردن در مورد سکس ضربدری . اصلا ما که با هم اختلافی نداشتیم اون داشت به این صورت حرف می زد . اون نمی دونست که من حرفاشونو شنیدم . واسه همین مثلا می خواست حالیم کنه که داره قلق زنمو می گیره .. از اون طرف آتوسا هم که می دونست رضایت من بستگی به رضایت اون داره داشت کمی قر و قمیش میومد و می خواست مثلا ناز کرده باشه و یه جوری توپو بندازه توی زمین من .. احتمالا شبنم هم با حشری کردن من می خواست کاری کنه که من حرفایی مث غیرت ایرانی و از این جور چیزا رو به رخ نکشم . راستش من هم بیشتر سعیم بر این بود که کاری کنم که خودم راضی تر باشم ..
 شبنم : شما که این قدر با هم بحث دارین و زود از هم دلخور میشین چرا با یه زوج سکسی رفیق نمیشین ..
آتوسا : متوجه نمیشم . منظورتو نگرفتم ..
شبنم : یعنی یک زن و شوهری که با هم رفت و آمد داشته باشین گاهی شما برین خونه شون گاهی هم اونا بیان پیش شما و چهار تایی تون با هم سکس کنین . تو با شوهر خودت و بعد با شوهر اون .. جا عوض کنین . به این میگن سکس ضربدری .. خیلی جا افتاده .. من خیلی از دوستام در ایران از این سبک استفاده می کنن ..
 آتوسا: چی داری میگی خواهر جان . آدم تن و بدنشو بده به دست یه مرد دیگه ؟ آخخخخخ اصلا حرفشو هم نزن ..
 معلوم نبود اون دو نفر چرا این قدر داشتن لفتش می دادن . من هیجان زده شده بودم . انگشتم توی کس شبنم قرار گرفته بود . داشتم با هاش حال می کردم . اوخ جون . چه کس تنگی داشت . درسته کونش گنده نبود ولی کس تنگش هم حرف نداشت .. دلم می خواست انگشتو تند و تند فرو می کردم توی کسش و صدای شلپ شلیپ آبش همه جا رو بگیره ولی ملاحظه زنمو می کردم . کیرم داغ شده بود . اونو به تشک فشار می دادم . یعنی واقعا زنم نمی دونه که من همین الان انگشتم توی کس خواهرش قرار داره و دارم از تماشای منظره کونش کلی حال می کنم ؟ آخخخخخخخخ چه کون مشتی داره این زن . سینه هاش هم زیاد درشت به نظر نمی رسید . آخه لباسایی به تن می کرد که نصف سینه هاشو مینداخت بیرون . ولی کاملا می دونستم چه مدل سینه ای داره . یه سینه شکیل . مثل سینه هایی که تازه دست خورده رشد کرده باشه  . یعنی این امریکایی تا حالا نتونسته سینه شبنمو شل کنه ؟ ولی تا اون جایی که می دونستم این طایفه عاشق آنال سکس هستند . احتمالا باید راه کون شبنم کمی باز تر باشه . یه چکابی هم باید می کردم تا ببینم شرایط مقعدش  چه طوره ... به نظرم اومد گشاد تر از کسش  باشه . هرچند این دیگه اغراقه .. حدسم درست بود. راحت و نرم می شد انگشتو توش حرکت داد .  یعنی جیمی تا می تونسته کونشو کرده ؟ اگه این طوره که منم خیلی راحت می تونم کیرمو توی کون خواهر زنم فرو کنم . ....
 آتوسا :  شبنم جون من نمی دونم نمی خوام زندگیمو با این افکار تباه کنم . من شوهرمو دوست دارم . هر چند گاهی با من نمی سازه ..
شبنم : این حرفا چیه عزیز دلم . آرش مرد خیلی آقاییه . دوستت داره . اگه اون تمایل داشته باشه که باید با استفاده از این بر نامه زندگی شما از روال یکنواختی در بیاد نظر تو چیه ؟
آتوسا : من برای رفاه و آسایش اون هر کاری می کنم ...
 واقعا معلوم نبود شبنم چه کس شراتی رو داره تحویل خواهرش میده . آخه ما دو سه هفته هم نمی شد عقد کرده بودیم یکنواختی زندگی چیه ؟ هر چند من تنوع می خواستم ولی معلوم نبود چی داره میگه . خودمو زده بودم به موش مردگی .. حالت دراز کش بودن من طوری بود که  نمی تونستم دو تا انگشتو با هم وارد کس و کونش کنم .
 شبنم : خب آتوسا چی میگی
 آتوسا : راستش گفتم برام سخته که خودمو در اختیار مرد دیگه ای بذارم . ولی اگه یه وقتی شوهرم بخواد  با این که اون هوای منو نداره ولی من حرفی ندارم . حتی حاضرم خودمو در اختیار یکی دیگه بذارم تا زن اون در اختیار شوهرم قرار بگیره .  تا واسش یه تنوعی داشته باشه .. ولی برام سخته که یه زن دیگه ای رو توی بغل شوهرم ببینم .. شبنم : حالا باید نظر شوهرت رو هم بپرسیم
 اتوسا : فکر کنم اون خواب باشه ..
شروین : من فکر نکنم .. احتمال داره شبنم خوابو از سرش پرونده باشه ..
 اینو گفت و خندید ..
شروین : با جناق بیداری ! نظرت چیه ؟
 -نمی دونم چی بگم . دنیای شما با دنیای ما فرق می کنه . ما اومدیم این جا ماه عسلمونو خوش بگذرونیم .... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی