ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لبخند سیاه 206

مردا خسته شده بودند زری داشت فریاد می زد که دیگه تحملشو نداره اونو بذارن پایین . خیلی حال می کرد ..  رفتم زیر گوشش و گفتم عزیزم مثل این که کیوان تا این حد بهت حال نداده بود . خیلی سر حال شدی .. بذار هر جوری عشقشونه تورو بکنن . همون جا گوششو بوسیدم .. نرمه گوش زری خوشگله رو گذاشتممیون لبام و تازه داشتم بهش حال می دادم و حال می کردم که از دهنم اومد بیرون . آخه از بس این مردا اونو رو هوا تکونش می دادن منم با اون مجبور بودم حرکت کنم و تکون بخورم .. ولی بهترین کار این بود که به سینه های زری دست بکشم .. خودمو نزدیکش کردم .. پنجه هاشو انداخته بود رو بدن من ..
-خوبه .. خوبه .. سابقه نداشت تا این حد خوشم بیاد ...
 یه اشاره ای به اون دو تا پسر زده و زری رو گذاشتن زمین ..رفتم زیر گوشش
-ببینم قرص می خوری دیگه ..
-آره ولی می ترسم ..
-نترس .. ترسومرد .. پسرا زری تشنه شه . طوری بهش آب بدین که هر وقت تشنه اش شد بیاد و از شما طلب کنه .
جاوید زیر زری دراز کشید و فرزان هم دوباره کرد توی کون اون ..
-دیدی زری جون حالا خیلی روون تر شدی هر کاری اولش خیلی سخته .. سخت .. ولی همین که راه بیفتی حس می کنی یه عمره این کاره ای . قبل از این که به دنیا بیای واسه این کار ساخته شدی . کی میگه این کارا گناه داره . این بدن توست . اختیارشو داری .داری لذت می بری . به دنیا اومدیم که کیف کنیم . عشق و حال کنیم . الان  فرزاد رفته زن بگیره داره کیفشو می کنه . شاید یه سال دیگه هوس کرد از این همسرش هم جدا شه . دیگه همه چی دست مرده .. پول که داره مهرشو میده میره یه زن دیگه می بره . چرا ؟! واسه این که کیرش هوس یه کس دیگه داره .. پسرا شما به من بگین کس با کس .. یا کون با کون چه فرقی می کنه ..
فرزان که تازه با هزار مکافات دیگه قسمتی از کیرشو در کون زری مستقر کرده بود گفت هیچ فرقی با هم نداره فقط صاحبش با هم فرق داره .همون تفاوت صاحبش باعث میشه که ما در لذت بردن به هیجان بیاییم . مثلا گنده تر بودن یک کون..  تنگ تر بودن یک کس یا درشتی سینه ها .. اصلا ممکنه یکی سینه های کوچولو دوست داشته باشه . با توجه به سلیقه ها کیر وقتی که میره توی کس با این که اون هیجانش در همه تماس ها یکیه ولی حاشیه هایی داره که اونو جذاب تر می کنه و مردا حس می کنن که اگه با زنای مختلفی باشن بیشتر بهشون حال میده شاید این خصلت در زنا به صورت کمتری وجود داشته باشه
-ولی اگه باشه گناه نیست . من دلم می خواد که باشه . کسی نمی تونه به من بگه که چرا فرزانه هم این جوریه .. شما ها دارین چیکار می کنین پسرا این زن ارگاسم شه آب می خواد کشتین بیچاره رو از تشنگی .
 زری : من داره خوشم میاد داره خوشم میاد ..
 -بچه ها خالی کنین که بعدا بازم وقت هست واسه زری جون .. بذار همین جور مشتاق و طالب باشه ..
 فرزان چشاشو بسته بود . حس می کردم پرشهای کیر اونو ... کاش این پرش ها رو در کون خودم حس می کردم . نوبت منم می رسه می رسه .. آخخخخخخخ ..
 فرزان : زری جون بگیر که اومد .. دهن کونت خوب داره باز میشه .. مرتب که کون بدی عادت میشه واست .. گشاد تر میشی و اون درد سابقودیگه نداری ..
 زری خم شده و در حال بوسیدن جاوید بود . خوب پیشرفت کرده بود .. صدا ها همه قاطی شده یه لحظه دو تایی کیرشونو بیرون کشیدن .. و در جا اونو بردن سمت دهن زری .. منم رفتن زیر کیر اون تا آبای برگشتی از کس و کون زری رو بخورم .. از هوس زیاد نمی دونستم چیکار کنم . شاید احساس آرامش از این که تونستم دختر عمو رو شریک و همراه خودم کنم منو تا به این حد به هوس آورده بود که با وجود سکسها و ار گاسم های پی در پی در این روز ها بازم به وجد اومده شور و حال زیادی داشتم .. چکه چکه آب کیر می ریخت روو توی  دهنم و بعد که دیگه از چکه خبری نبود زبونمو کشیدم روی چاک کس و کون زری .. و سوراخاشو میک می زدم تا به هر شکل ممکنه آبای اون داخل بر گشت کنه سمت دهنم . جاوید کیرشو کشید بیرون تا اول کیر فرزان تمیز شه بعدش هم جاوید کیرشودوباره کرد توی دهن دختر عمو جونم .. زری عین یه بچه ای که آب نبات چوبی می خوره کیر جاویدو با لذت میک می زد . 
-پسرا یه خورده استراحت می کنیم و بعدش دیگه نوبت منه .. فراموشم نکنین ها .. من دوستتون دارم . عاشقتونم . زری هم شما رو دوست داره
جاوید : ما غلام هر دو تا تونیم
فرزان : از نوع حلقه به گوشش ..
 زری : فعلا که غلاما شدن پادشاه ..
 جاوید : اختیار دارین . ما نوکر ملکه زری هستیم ..
-این عجب ملکه ایه که دو تا شوهر داره ..
 زری : سه تا ..
 کلی خندیدیم .. یه دستم رو کیر جاوید بود و یه دست دیگه ام رو کیر فرزان .
-زری جون بیا کمک باید این دو تا کبر واسه کس و کون من تیز شن ... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی