ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

ماه عسل در نیویورک 7

شروین : من که نمیگم خوش نگذرونیم . این کار هم یه  نوع عسل خوردن دیگه ایه که خیلی حال میده . یه عسلی که باعث میشه اون عسل اصلی دلت رو نزنه . اووووووخخخخخخ اگه بدونی وقتی جولیا رو بغلش می کنم چه حالی بهم دست میده ..
 -ببینم تو خجالت نمی کشی پیش شبنم این حرفا رو می زنی .؟
 شبنم : چه خجالتی !وقتی که اون جولیا رو بغل می زنه به یاد من میفته . حس می کنه وقتی رو که جولیا هم  وادارمی  کنه  شوهرشو که بیاد توی بغل من , پیش خودم . با این حال هر جا که باشیم بازم به هم می رسیم . بازم با هم عشق می کنیم ..  وقتی هم که جیمی داره با من سکس می کنه طوری سر حال میشم که دلم می خواد واسه شوهر جونم که این قدر فرهنگش بالاست که رضایت داده این بر نامه رو داشته باشیم بهترین باشم .. ...
 من دیگه بی طاقت شده بودم ..  این شورتم طوری بود که یه حفره ای مخصوص کیر داشت که نیازی به پایین کشیدن نداشت ..اون دایره کوچولو رو بازش کرده کیرمو در آوردم . دیگه تصمیم داشتم اونو به  کس شبنم بمالونم . باید همین کارومی  کردم . به کیر تیز شده خودم نگاه  کردم .. واااااایییییی طوری داغ کرده بودم که فکر می کردم تازه به سن  تکلیف رسیدم . اونا با این حرفاشون دیگه مخ منو هم داغ کرده بودن . ولی خوب هم پیش می رفتن . چون من دلم می خواست تمام زنهای نامحرم دنیا رو می گاییدم ولی هیشکی زن منو نگاد . ولی دیگه اون تعصب اولیه رو نداشتم .هنوز کیرمو به کس خواهر زنم نرسونده بودم .
 شروین : آرش جان عروس پشت پرده شدی ؟ خودت رو بالا بکش ما یکی تو رو ببینیم .
 -نمی دونم شروین شما یه حرفایی می زنین که من چند ماه پیش اونا رو در فیلمهای سکسی  می دیدم و خودتم می دونی که اونا فیلمه . یه سری داستان هم در این مورد خوندم .
شروین : ولی از اینا خیلی تو ایران خودمون داریم . بالاخره باید دامنگیر بشه . باعث تحکیم روابط خانوادگیه .. توی دلم گفتم با این زنی که من دارم شاید بهترین کار همین باشه که برم توی خط سکس ضربدری اونم چه جایی بهتر از این جا .. که بخوام استارتشو بزنم . در مملکت غریب که کسی به کسی نیست . ولی برگشتم به ایران باید چیکار کنم ؟! منم دیگه باید می رفتم به کمک اونا .. کیرمو چسبوندم به سر کس شبنم .. چقدر خیس و چرب وداغ بود ..  شبنم با نگاهی از هوس یه لحظه سرشو به سمت من بر گردوند . نمی دونم معنی نگاهش چی بود . به من فرصت زوم کردن و تمرکز نداده بود . ولی حس کردم حشری شده .. یه حرکت به سمت عقب به کونش داد .. فکر کنم می خواست کاری کنه که کیرم بره توی کسش .. ولی ظاهر کیرم منحرف شد . منم ترس که چی بگم خجالت برم داشت و گفتم بهتره صبر کنم ..
شروین : نظرت چیه آرش  . چیکار کنیم .
-نمی دونم .. فرض می کنیم من و زنم قبول کردیم . الان این جا با کی باشیم .؟ جولیا و جیمی که زوج شمان ..
 شروین : اونا تعهد ندادن که فقط مال یک زوج باشن . همین جور هم که ما تعهد ندادیم فقط با اونا باشیم . ما که قرار داد نبستیم یا با اونا از دواج مجدد نکردیم که تازه در اون صورت بازم می شد مثل حالا قانونو دور زد .. البته این دور زدن قانونی نیست . ولی میشه گفت نوعی قانون زندگیه .. این به نوعی عصیان بر علیه زنجیر ها و قید و بند هاییه که مانع لذت و تفریح ما میشه ... 
-جواب منو ندادی شروین .. ما اون زوجو از کجا می تونیم پیدا کنیم ..
شروین : دوست آن است که گیرد دست دوست . در پریشانحالی و درماندگی .. مگه من و خواهر زنت مرده ایم ؟ شما میهمان ما هستین .. نه اصلا چی دارم میگم صاحب خونه این . تاج سر مایین . ما باید کاری کنیم که به شما خوش بگذره . با یک خاطره خوش از این جا برین .
 به یادم اومد که وقتی تهرون بودیم آتوسا همش از این می گفت که دامادش شروین  همش به شبنم میگه که تپل تر شو و اندامت رو شبیه اندام آتوسا درش بیار ... ظاهرا اون کشته و مرده تن و بدن زنم شده بود و واسه رسیدن به اون هر کاری می کرد . یاد معامله کالا به کالا در عصر قدیم افتاده بودم . حالا سکس ضربدری هم شده بود یه چیزی در مایه های آن ..
 شروین : چی میگی پسر . آرش جان خیلی خوش می گذره و حال میده از این بهتر نمیشه . ما چهار تا .. اوووووووفففففف اگه بدونی چیه .. اون وقت دوست داری کار و زندگیت رو ول کنی همش به دنبال این بر نامه ها باشی . الان من و شبنم اون قدر با جیمی و جولیا عادت کردیم که در محل کارمون هم با همیم  . طاقت دوری همو نداریم . اصلا فکر نمی کنیم با یک غریبه سر و کار داریم .
-اون جا هم سکس می کنین ؟
 شروین : نه .. حالا گفتن این جا آزادی هست . ولی نه این جوری که حرمت بعضی اماکن رو نگه نداشته باشیم ..
 -من حرفی ندارم  شروین جان به خاطر این که شاید روحیه و اخلاق زنم و حتی شاید من تا حدی تغییر کنه که بهتر هموتحمل کنیم ..
 شروین : آرش جان من هیچ عجله ای ندارم .. تو می تونی هر کاری دوست داری انجام بدی .. اگه خوشت اومد راضی بودی دیگه ... معلوم بود چی می خواد بگه . داشت تعارف می کرد این که اگه از کردن زنم راضی نبودی و دلت نخواست منم به زن تو آتوسا کار ندارم ولی می دونستم اینم از اون حرفاست . خواهره تا دلش شوهر نخواد به برادره نمیگه که واست زن درست کنیم . .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی