ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خانواده خوش خیال 56

عرفان حس می کرد که حالا بهترین لحظه زندگیشه . لحظه ای که تونسته یه پسر مفیدی واسه مادرش باشه . عشق و هوسو با تمام وجود تقدیمش کنه . نشون بده که یک مرد شده . هر جهش آب کیر عرفان توی کس مادرش همراه با یه آه کشیدن و حرکت خاص لبای اون بود . مادرش غرق این جهش ها بود . گرمای منی رو ی با تمام وجودش حس می کرد . حس می کرد که این آب حیات به تمام بدنش وجودش زندگی رسونده .. نیاز داره به قطرات بیشتر و بیشتر .. بیشتر می خواد .. دیگه تموم شده بود . عرفان تا قطره آخرشو خالی کرده بود .. کیرشو گذاشت توی کس بمونه . رو فیروزه دراز کشید ولی آروم و سبک .. فیروزه از این تماس لذت می برد . حتی عرفان می دونست که در این لحظه باید با یه بوسه نرم به استقبال معشوقه اش بره . نشون بده که اونو با تمام وجودش دوست داره . فیروزه هم احساس عرفانو داشت . اون حالا زندگی رو قشنگ تر می دید  . عرفان آروم آروم کیرشو از توی کس مامان فیروزه اش در آورد . دوست داشت اونویه دور بر گردونه و با کونش ور بره .  ولی قبلش فیروزه دستشو به طرف کیر عرفان دراز کرده دهنشو باز کرده بود با دادن علامت ازش می خواست که اون کیر رو به دهنش برسونه .. آب از کس فیروزه راه افتاده بود . اون دیگه به این فکر نمی کرد که ممکنه اون آب تشکو نجس کنه .. آلوده کنه .. وقتی با پدر عرفان سکس می کرد همش به این چیزا فکر می کرد . ولی الان دیگه بی خیال شده بود می خواست از این لحظه ها لذت ببره . هیچ فکر مزاحمی نیاد سراغش . فقط خودش باشه و خودش . حالا اون یه دنیا خوشی رو دور و بر ش می دید  . فیروزه دهنشو یه آرومی گذاشت روی کیر ... با لذت اونو میکش زد . عرفان پس از سکسی که انجام داده بود فکر نمی کرد که بازم لذت ببره . یه آتیش زیر خاکستری در کیرش وجود داشت که اومده بود رو کار و بازم اونو می سوزوند .. فیروزه همچنان  به کارش ادامه می داد .. اون از تماس دهنش با کیر عرفان لذت می برد . پسر هم واسه این که بیکار ننشسته باشه دستاشو به سینه های مادر می مالوند .. با شونه هاش بازی می کرد . با موهای سرش . این حس قشنگ همچنان اونا رو به هم نزدیک و نزدیک تر می کرد .. پسر باورش نمی شد که کیرش بازم داره شق می کنه . بازم تمنای مامانشو داره . اما این بار هوس کرده بود که اونو از کون بکنه . اون چین های قشنگ و هوس انگیز سوراخ کون مادرشو ببینه .. این دقایقی که با اون بود بار ها و بار ها به اون چین ها نگریسته  هوس اونو کرده بود . عرفان آروم آروم کیرشو از دهن مادرش بیرون کشید ..  شونه شو گرفت و اونو به دمر روی تخت درازش کرد . کف دستشو گذاشت روی کونش .. وقتی فیروزه انگشت عرفانو روی سوراخ کونش حس کرد متوجه شد که حرکت بعدی عرفان گاییدن کونشه .. بازم به یاد مردی افتاده بود که دیگه در کنارش نبود .. یادش به خیر اون روز ها .. خیلی به سختی و با منت به بابای عرفان کون می داد . سرش داد می کشید ... ولی حالا  دیگه سنی ازش گذشته بود . پسرش شده بود دوست پسر و معشوقه اون .. همه چیز اون . باید با هاش راه میومد . بذار اون حال کنه . لذت ببره . به اون چه که می خواد برسه . نگاه عرفان به سوراخ کون مادرش زوم شده بود .. کونو به دو طرف باز کرد . می خواست اون سوراخو ببوسه . به سختی می شد این کارو کرد . می ترسید اگه بیشتر کونو به دو طرف بازش کنه قسمت بالاش شکافته  شه   . فیروزه متوجه این تردیدش شد ..  زن به شدت قلبش می تپید . چقدر کاراش شبیه به کارای باباش بود که فیروزه حس کرد الان می خواد سوراخ کونشو ماچ بده واسه همین اونم کونشو به شکلی که قسمت بالای درزش شکاف نگیره باز ترش کرد . عرفان لباشو تا اون جایی که می شد غنچه اش کرد و اونو گذاشت روی سوراخ کون مادر .. چند بار پشت سر هم و سریع بر آن کون و سوراخش بوسه داد .. فیروزه دستشو رو سینه هاش گذاشت .. با خودش گفت عرفان عرفان واقعا که بیشتر از بابای خودت ذاری به من حال میدی . این مهارت رو همین یه روزه نباید به دست آورده باشی .
 -مامان دوستت دارم ..
 در حالی که با روی سوراخ کون و مقعد مامانش بازی می کرد ازش پرسید
-فیروزه جون می تونم اونو با روغن زیتون چربش کنم ؟ هم برای پوست خوبه هم روون ترش می کنه ..
فیروزه خیلی آروم سرشو تکون داد . اون دیگه باید درد احتمالی کون دادنو با شیرینی لذت این لحظه های خوش تحمل می کرد در حالی که اگه با تمام احساس و وجود خودشو قانع می کرد که باید لذت ببره و تماس با عرفان در هر شرایطی براش شور انگیزه می تونست از احساس کیر در کونش رضایت داشته باشه . عرفان سوراخ کون مادر و کیر خودشو با روغن زیتون چربش کرد ..
-فیروزه جون خیلی سفته .. خیلی تنگه ..
زن مشتاشو گره کرده دندوناشو بههم می فشرد .. انگاری قلبش به شدت حرکت کرده داشت از جاش در میومد .. ولی پسر دست بر دار نبود با همون حرکت نرم و ملایم بالاخره کیر عرفان رفت توی کون مادرش . سر کیر که رفت توی کون فیروزه .. پسر یه فشار دیگه به کون مادرش آورد و جای کیر رو توی مقعد محکم کرد ... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

دادش شرمنده چندروزی نبودم ولی داستانها عالی بودن خسته نباشی

ایرانی گفت...

دشمنت شرمنده باشه داداش . دست گلت درد نکنه . ممنون که به یاد ماهستی ... ایرانی