ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

ماه عسل درنیویورک 9

شروین دیگه بیش از حد حالی به حالی شده بود . نمی دونستم زن من باعثش شده یا زن خودش .. شایدم هر دو تا اونو تحریک کرده باشن . ولی من که داشتم حرص می خوردم . نمی تونستم اون صحنه رو ببینم و تحمل کنم .  دو تا کف پهن دستشو گذاشته بود رو سینه های آتوسا و با یه چرخش به هر طرف اونو وسوسه اش کرده بود . طوری که زنم سر و گردنشو مرتب به طرف بالا و پایین حرکت می داد ..
شبنم : آرش حواست کجاست . نگاهت به من باشه . از دهن میفته .. .. تو که داشتی کسمو می خوردی . اونا رو بذار به حال خودشون ..
پیش خودم گفتم پس چی بود  این شروین می گفت  که من کاری نمی کنم تا این که تو رضایت خودت رو اعلام کنی .همین جور رفت پایین و پایین تر .. کارو به جایی رسوند که زنمو به دمر خوابوند .. اووووووفففففف حالا که اندامشو می دیدم اون کون قمبلیشو و شورت نخ نما رو که کونشو چقدر درشت نشون می داد حس کردم که واقعا این که میگن مرغ همسایه غازه درسته . بقیه زن منو به همین دید نگاه می کنن . و اندامش حرف نداشت این آتوسا .. آتوسا سرش به سمت من بود و شروین داشت از شونه هاش می مالوند و میومد به طرف پایین . نرمش و رضایتو در حالت زنم می دیدم . دیگه باورش شده بود که من و خواهرش داریم سکس می کنیم و اگه اون نجنبه سرش بی کلاه می مونه . وقتی دیدم چشاشو می بنده و باز می کنه حس کردم که دیگه خوشش اومده و داره لذت می بره .. اون از ماساژ خیلی خوشش میومد . هر وقت پنج دقیقه می مالوندمش زود می رفتم رو  جا ها و کارای دیگه .. حالا دامادش داشت یک شکم سیر ماسازش می داد و اونو به هوس می آورد . شورت نازکشو از پاش در آورد . چرا من باید این قدر حساس شده باشم . من که می دونم با کیر با حال تر خودم بهتر می تونم به این زنا حال بدم .. ولی اعصابم داشت خرد می شد .. نه نههههه آرش نباید از هوس بیفتی . این زن مال خودته . بازم این آتوسا تپلی  به تو می رسه . باشه وقتی پام رسید به ایران تلافیشو در میارم . به اندازه موهای سر آتوسا زن و دختر می کنم . حتی جنده می کنم . اون باید حالیش باشه . یه حالت لجبازی بیجا بهم دست داده بود .. ولی بازم خودمو تسکین می دادم . به این صورت که به خودم می گفتم قربون دل شبنم و شروین برم که همیشه شاهد این صحنه ها هستند . شاید واسه اونا برای بار اول هم همین بوده باشه .. این قدر کم ظرفیت نباش . ببین شروین زن خوشگلشو چه جوری تقدیم تو کرده ؟ تازه آتوسا فقط کون و کپل و سینه هاش درشت و درسته .. دماغشو که باید عمل کنه و از ترسش تا حالا این کارو نکرده . لبامو گذاشتم رو لبای خواهر زنم و سینه هامو رو سینه هاش می غلتوندم .. کیرمو  رسونده بودم به لاپاش .  پاهاشو باز تر کرد . اون می خواست که من زود تر بکنمش .. کیرمو با دستم جا به جا کردم ..کیرم رفت توی کس .. آخخخخخخ که این کس تنگ تر از خیلی از کس هایی بود که تا حالا کرده بودم .. چه مزه ای می داد بهم ..دهنمو که از رو لباش بر داشتم .. صدای هوسش اون محوطه رو گرفت ..
 شبنم : بزن .. بزن .. تند تر .. اووووووههههههه  بگو .. بگو .. یا زبون شیرین فارسی بگو که کس شبنم تو شیرینه . مثل عسل مثل ماه عسل .. آخخخخخخخ ..
-شیرینه شبنم .. نازتو بخورم .. فدات شم ..
از اون طرف شروین کون گنده زنمو بازش کرده بود  طوری که به خوبی شکاف کسش مشخص بود . خوب که نگاه کردم خیسی های کسشو می دیدم که زده بیرون و از بین دو شکاف مشخصه .. یه حرکتایی هم به کونش می داد که از این می گفت که دوست داره شروین بیشتر به اون حال بده با هاش ور بره ..اون این جور مواقع با بوسه هایی آروم کاملا حشری می شد به التماس می افتاد .. نگاه من به اونا باعث شده بود که حواسم بره جای دیگه و این در دیر انزالی کمک بزرگی بود بهم . شروین بوسه های ملایمشو از پشت گردن زنم شروع کرده بود .. از شونه ها و کمر .. بعد رفت رو کف پاش .. دونه دونه انگشتاشو لیسید .. خیلی استاندارد کار می کرد .. زنمو داغ داغش کرده بود ..
شروین : آرش جون با اجازه .. من دیدم که آتوسا جون بد جوری رفته توی نخ تو .. عادت نداره . گفتم بهتره حواسشو ازتوجه به شوهر و خواهرش پرت کنم ..
-خواهش می کنم داداش .. صاحب اختیاری .
 حالا که همه کارا رو کرده بود داشت این جوری با من حرف می زد . من چی بهش می گفتم . حق هم داشت .. در حال کردن زنش بودم .. با کف دستم محکم می زدم به کس شبنم و اون همین جور داشت حال می کرد .. محکم و محکم و محکم تر .. البته روی کس و قسمت بالاشو می زدم .. دستاشو گذاشته بود رو سینه ام ..
 شبنم : برو کنار .. برو دارم آتیش می گیرم ..
یه لحظه کیرمو کشیدم بیرون .. وسط بدن و کسشو به طرف سقف حرکت می داد . آب کسش زده بود بیرون ... اونم با فشار و رو به هوا .. .. ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی