ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لز استاد و دانشجو , عروس و مادر شوهر 21

نفسهاشون از راز دل اونا می گفت . حالا هم کارینا و هم کیمیا هر دو از این وضع احساس رضایت می کردن . کاملا یه پهلو شده آغوششون واسه هم باز شده بود . کیمیا با فشار بیشتری لباشو رو لبای عروسش به حرکت در آورده میکش می زد . سینه های تازه و داغ کارینا رو,  رو سینه هاش  احساس می کرد که چه جوری گرمای هوسو در تمام بدنش به حرکت در آورده و دوست داره این حرارت لحظه به لحظه بیشتر و بیشتر شه . کیمیا یه پاشو به لای پای کارینا رسوند .  کارینا به آرومی پاشو باز کرد و پای مادر شوهرشو به آرومی و با اشتیاق پذیرفت . پای کیمیا با حرکات آرومش تماس نرمی با کس کارینا داشت . کارینا دوست که شورتشو هم در بیاره . ولی اینو هم گذاشت به عهده مادر شوهرش که این کار هم به نرمی صورت بگیره .. 
-اووووووووووفففففففف مااااااامااااااان .. دارم می سوزم . می سوزم . بازم منو ببوس منو ببوس ..
کارینا چشاشو بست و کیمیا با امید به لحظاتی بعد همچنان عروسشو می بوسید . ضربان قلب مادر شوهر شدت یافته بود . باورش نمی شد که تونسته باشه اونو شکارش کرده باشه و در واقع خودشم شکار شده باشه . اون لحظه حس کرد و فهمید که این دخترو عروسشو با تمام وجودش دوست داره حتی بیشتر از خودش . نه به این دلیل که پذیرفته با سازش برقصه بلکه به خاطر این که تونسته درکش کنه و عاقلانه و همراه با احساس قشنگش برسه به اون جایی که کیمیا دوست داشت با نیاز خودش ارزش اونو حس کنه و کارینا هم فهمیده بود که این حرکت اون جورا هم که میگن زشت نیست و یه حس قشنگ لذت همراه با یه احساس زیباست که رابطه دوستی و صمیمیت بین دو زن رو بیشتر می کنه تا اونا خود خواهی رو بذارن کنار و به فکر هم باشن . حالا کارینا هم به خودش فکر می کرد و هم به مادر مردی که با تمام وجود و نیازش دوستش داشت .. کیمیا فرصت فکر کردن به کارینا رو نمی داد .. سرشو آورد پایین تر و لباشو گذاشت رو سینه کارینا ..
-آخخخخخخخخخ مااااااامااااااان .. نهههههههه .. بذار من بخورم ..
عروس کف دستشو رو کمر مادر شوهر قرار داده  با پنجه هاش یواش یواش ار پایین به طرف بالا و عکس اون حرکت می کرد . .. کیمیا واسه لحظاتی حس کرد که بی حس شده .. هر حرکت کارینا اونو به اوج هوس نزدیک می کرد .. چون کوچکترین حرکت اونو از روی عشق و محبت می دونست . دستشو رسوند به پشت و دست کارینا رو گرفت و اونو به سمت دهنش برد تا دونه دونه انگشتاشو بلیسه و همین کارو هم انجام داد .
-اووووووویییییییی مااااااامااااااان چقدر شرمنده ام می کنی ..
کیمیا : آدم به اونی که دوستش داره و در برابر اونی که دوستش داره احساس شر مندگی نمی کنه ..
کارینا خودشو کمی پایین تر کشید . حالا اون کمی بی پر وا تر شده بود . دستشو گذاشت رو شورت کیمیا ..  اون شورت کاملا خیس بود .  با این حس که مادر شوهرش لذت می بره حس کرد که لای پای اونم لحظه به لحظه خیس تر میشه و موج  هوس داره حرکتشو در دریای هوس اون شروع می کنه . یه موجی که به وقت سکس با کامبیز هم مشخص بود و اونو وادار به حرکت و جنب و جوش می کرد و تا کامبیز اونو به ار گاسم نمی رسوند ول کنش نبود . یعنی کیمیا می تونه اونو به همون جا برسونه ؟  یه نیرویی بهش می گفت که می تونه می تونه خوش بین باشه . کارینا وقتی که دستشو رسوند به شورت کیمیا خواست که شورتو بکشه پایین ولی نتونست این کارو به خوبی انجام بده  فقط درست در نقطه ای  که شورت کیمیا واسه یه لحظه اومد پایین دستشو فوری گذاشت روی کسش ..
 -نههههههه کارینا .. من باید تو رو سر حالت کنم .. نهههههههه ..
و کارینا هم احساس لذت می کرد که  داره کاری می کنه که کیمیا از اون راضی باشه  و  حالا اون تونسته بود با یه حرکت , همه جوانب رو در کنترل خودش داشته باشه .. لذت ببره .. در حد و اندازه های یک فرزند در دل مادر شوهرش جا کنه و اونو هم با تمام وجودش دوست داشته باشه ..
 -اووووووووفففففف فدای اون انگشتات بشه کیمیا .. عشق من .. عزیزم .. دخترم .. دوستت دارم .
وقتی کیمیا به کارینا می گفت دخترم ,  کارینا احساس می کرد که توان مضاعفی پیدا کرده . عروس می دونست که باید چیکار کنه . به ذهنش رسید که تمام حرکاتی رو که کامبیز رو اون پیاده می کنه رو مادرش انجام بده تا این جوری دیگه کم نیاره . مگه لز دیگه چی داره .  به نوعی همون سکس و عشقبازی  دو جنس مخالف هم می تونه باشه با این تفاوت که کیر در این میونه نقشی نداره . اما خانوما با احساس عاشقونه به همچنس خودشون و احساس نیاز این شکافو پرش می کنن .... ادامه دارد .. نویسنده .... ایرانی